استاد به سال 1326 در شیراز متولد و فعالیت حرفه ای خود را با رشته متحرک سازی از سال 49 در کانون آغاز کرد.در سال 50 نیز گرافیک را باکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شروع کرد .لیسانس خود را در رشته گرافیک در سال 53 از دانشگاه هنر های زیبای دانشگاه تهران و فوق لیسانس را در رشته طراحی گرافیک از کالج سلطنتی هنر انگلستان
(royal callege of art) با درجه m.a در لندن اخذ کرد.
تدریس در دانشگاه های فارابی ،هنر ؛تهران از سال 58،چاپ اثار وی در مجله
novum در سال 1975،شرکت در نمایشگاه گروهی اسپنسر لندن با موضوع خواب 1977 ،طراحی حروف ترافیک برای شرکت dymo internashnal در اتلیه k.c.t لندن در سال 1977 ، ترجمه کتاب سفر هایی با قلم ،مداد،مرکب .اثر دیوید هاکنی، لندن 1978 ، لی آوت برگزیده در نمایشگاه d&ad برای کتاب دیوید هاکنی 1978 ، پوستر برگزیده برای چاپ در کتاب poster graphis در سال 1992 و عضو کلوب طراحان گرافیک نیویورک از 1992 گوشه ای از عناوین استاد است.
آنچه در زیر می خوانید حاصل مصاحبه ای مطبوعاتی با ایشان است.
آنچه انگیزه لازم برای انجام این گونه سفر ها و تشکیل این چنین کارگاه ها رافراهم می کند چیست ؟
با توجه به لزومی که برای آشنا کردن جوانان با آنچه در دنیا در حال اتفاق افتادن است و کشف استعداد های نوین با ید بگویم هنوز هیچ اتفاق مهمی نیفتاده و جا برای کار و این گونه سفر ها هنوز خالی است ولزوم سفر کارشناسان و مسئولسن برای این امر خطیر امری الزامی است.
این گونه سفر ها و تورها جنبه آموزشی دو جانبه دارد و چیز هایی نیز به من می آموزد، در کل این سفر ها در جهت آموزش می تواند مفید باشد.
من تا دیپلم در شیراز بودم ، آن زمان خط و نقاشی دلمشغولی من بود . سال 48 در کنکور هنر دانشگاه هنر های زیبای شرکت کردم
، آن زمان به این می اندیشیدم که آیا می توانم موفق باشم یانه .جواب کنکور که آمد من نفر دوم در طراحی شده بودم وواین موضوع باعث خود باوری بیشتر در من گردید.
آن زمان رشته هایی مثل گرافیک هنوز ایجاد نشده بود و ما در یک حالت سردرگمی قرار داشتیم اما بچه هایی که اکنون کار می کنند با فکر عمیقتر و بهتر این کار را انجام می دهند و هدف تعریف شده تری دارند . سعی و وظیفه من و امثال من هم این است که استعدادها را بشناسیم و سوال بزرگ کنکورکه سد راه این استعدادها هستند را بشکنیم.
زمینه تاریخی در تحول و ایجاد گرافیک و آنچه باعث به روز نگه داشته شدن آن می گردد را چه عاملی می دانید ؟
آنچه از آن امروز به گرافیک یاد می کنیم از دل نقاشی بروز و باشروع انقلاب صنعتی در اروپا شکل گرفت .انقلاب صنعتی و در پی آن افزایش تولید، صاحبان کالا را مجبور به استفاده از زبان و وسیله ای برای معرفی پروداکت و محصول خود می کرد این زبان مشترک گرافیک دیزابن بود.
به مرور و با پیشرفت تکنولوژی در حروف چینی،چاپ،و عکاسی با توجه به نیاز موجود، این زبان نیز پیشرفت کرد تا اکنون که این هنررا در غالب هنری کاربردی می بینیم و آن را در آن گروه قرار می دهیم این زبان اکنون پیام خود را با پیشرفته ترین زبان رسانه ای به تمام دنیا می فرستد.
آیا گرافیک را می توان به صورت صرف هنر نامید وچرا گرافیک ما در حال خروج از حالت کاربردی است،آیا این موضوع گرافیک را از هدف غایی خود دور نمی کند؟
گرافیک را نمی توان به صورت خاص هنر نامید دلیل آن هم اینکه هنر به دو جنبه کلی تقسیم میگردد1- اپلای آرت(applay art) یا هنر کار بردی این هنر هنری جمع گراست 2- فاین آرت(fine art) هنر های زیبا این هنر جنبه های فرد گرایانه قویتری دارد و در کل هنری فردیست .
طرح تفاوتهای میان گرافیک آرت و گرافیک دیزاین عاملیست که از خلط شدن مفهوم و گم شدن راه که آسیبی جدی به هر دو جنبه کار است جلو گیری می کند.آسیب شناسی این موضوع گره بسیاری از مشکلات ما در این زمینه رامی گشاید.
کاری مثل تصویر سازی کتاب یک هنر کاربردی است که به لحاظ نیاز بوجود آمده است ،این گونه هنری و تمام آنچه به دیزاین ختم می شود به کل در زمره گرافیک و هنر کاربردی قرار می گیرد حتی اگر در این مفهوم دقیقتر شویم می بینیم که مجسمه هایی که برای یادمان خاصی در جایی مثل میدانها قرار می گیرند نیز در این دسته جای خواهند گرفت زیرا برای آنها هدفی از پیش تعریف شده و رسانه ای و جود دارد.
یک طراح گرافیک ملزم به برقراری ارتباط تصویری با جامعه و مخاطب است اما یک نقاش چنین الزامی ندارد . نقاش خود را القا میکند ولی طراح طرح مورد سفارش را باید القاء کند، هنر طراح انجام این کار به بهترین شکل ممکن است .
آیا شما به بومی سازی و ایرانیزه کردن گرافیک و به صورت خاص تایپو گرافی اعتقاد دارید؟
صد درصد ،وقتی به هنر خاورمیانه از شاخ افریقا تا هند نگاهی عمیق داشته باشیم ،می بینیم که هنر ایرانی هنری کاملا استثنایی است که با قوت ذاتی خود روی هنر این منطقه به شکلی اشراف و تسلط دارد.حتی در مورد هنری مثل مینیاتور که چین درآن قوی بوده وقتی آن را با هنر قبل از اسلام و هنر اسلامی بومی و ایرانیزه کردیم، هویت ایرانی این هنر وارداتی را به سر حد کمال و رشد خود رسانید.
در مور خط نیز باید گفت الفبایی که اکنون از آن استفاده می کنیم در اوایل ظهور اسلام توسط یک ایرانی (ابن مقلد بیضاوی) از بستر حروف اوستایی اختراع گردید و تمام کسانی که در رشد و بالندگی آن نقش اساسی داشته اند همه ایرانی بوده اند.برای مثال خواجه اختیار (حروف تعلیق) را و در اواخر دوره تیموری میر علی هروی(نستعلیق) را ابداع و کلهر در زمان قاجار آن را به اوج خود رساند.
آنچه که امروز به نام فونت از آن استفاده می کنیم از خط نسخ مشتق شده است که همه طراحان آن ایرانی بوده اند .اگر چه طراحان فونت کنونی بشتر لبنانی و عرب زبان هستند اما منبع اصلی که همه از آن استفاده می کنند توسط ایرانی ها کتابت شده است.
در مورد تایپو گرافی نیز اگر چه خط ما از نظر بافت و خط کرسی با خط لا تین تفاوت دارد ،اگر با اصول و مبانی گرافیکی روز روی آن کار کنیم توانایی تولید زیبا ترین اشکال تایپو گرافی را در سطح دنیا خواهیم داشت. در حال حاضر نیز هر کاری که با فونت فارسی کار می شود در سر تاسر دنیا جالب به نظر می رسد که این خصیصه مربوط به زیبایی اساسی فونت های ماست .
آیا به نظر شما موئلفه های گرافیکی که از آن به گرافیک بومی یاد می کنیم در بین طراحان جوان ما شناخته شده است یا خیر؟
طراحان ما هنوز در این زمینه سردر گم هستند و فکر می کنند اگر در یک کار گرافیکی بخواهد روح ایرانی را القاء کند حتما باید از اسلیمی در آن استفاده شود تا کار ایرانی باشد اما اینطور نسیت،اگر ما در کار خود یک خط یا یک نقطه را قرار دهیم باید دلیل محتوایی داشته باشد مهمتر از این ارتباط تصاویرنسبت به هم است ،دو فرمی که با هم ارتباط ندارند را نمی توانیم با اسم مدرن کار کردن کنار هم قرار دهیم.در سالهای اخیراین شیوه ناصحیح توسط کسانی که در زمینه گرافیک سواد آکادمیک هم ندارند باب شده که جای باز نگری دارد.چیزی که اکنون در مملکت ما اهمیت دارد ایجاد شناخت صحیح نسبت به گرافیک نزد جوانان است ،وقتی شناخت صحیح بوجود آمد آنگاه با توجه به منابع غنی که در زمینه طراحی خط و نقش و فرم های آبستره طبیعت{((اسلیمی که بیس طبیعت دارند )) مثل شمسه که بر گرفته ازطرح یک گل است } می توان باز آفرینی این طرح ها را در کار ها با اصول و روش های صحیح به کار برد .پس ابتدا با آموزش باید دید قوی را ایجاد کرد سپس به سراغ استفاده از زمینه های ایرانی در کار رفت .
مرزهای تایپو گرافی را چه از نظر سبک اجرا چه از نظر متریال مورد استفاده تا کجا می دانید ؟(برای استاد مثال گرافیست امریکایی استفان سگمیستر(
(STEFAN SAGMEISTER ) را زدم که اطلا عات پوستر را روی بدن خود با شیئی تیز حک کرده بود
برای هنر هسچ مرزی را نمی شناسم چون 20 سال بعد ممکن است انقلابی در زمینه طراحی ، تایپو گرافی ،خط ،فرم روی دهد و موفق نیز باشد .هر وسیله و روش که بتواند مفهوم مورد نظر را به شیوه ای کامل و صحیح انتقال دهد میتواند به عنوان یک مدیوم در طراحی گرافیک مورد استفاده قرا گیرد.اما موضوعی که به نظر من می تواند به صورت یک آسیب خود را نمایان کند عدم وجود قانون تملک معنی در اثر(کپی رایت)است
چیزی که در خلق اثر مهم است آفرینش است موضوعی که هویت اثر در غالب آن نمایان می گردد.
پست مدرنیزم با رویکرد خاصی که نیبت به هنر دارد اصالت کار هنری را زیر سوال می برد و تملک بر اثر هنری را به سخره می گیرد ،نظر شما در این باره چیست؟
بسیاری از بزرگترین هنر مندان نیز در برهه ای به این شیوه های کاری روی آورده اند برای مثال سالوادور دالی در نقاشی منالیزا تغییراتی داد اما به نظر من کار بهتر را پیکاسو انجام داده است که کارهایی را که به این شیوه به وجود آورده است اولا آنها را با نام باز آفرینی اثر نام گذاری کرده است و دوما نام خلق اثر در نام اثر لحاظ کرده است که شیوه ای است که حداقل حقوق معنوی اثر را برای خالق اثر حفظ می کند ،در بهترین حال برای استفاده از اثر دیگران باید از صاحب اثر کسب اجازه کرد.
به نظر می رسد تایپوگرافی ما در حال حاضر بیشتر درگیر آفرینش فرمها زیبا شده و در این میان کانسپت اثراست که قربانی می گردد؟
گرافیک تا زمانی که کانسپت نداشته باشد و به مرحله ایجاد ((ویژوال کامیونیکیشن یا ارتباط تصویری)) نرسیده باشد به گرافیک تبدیل نمی شود .
ایده ای که داریم را باید با زبان تصویر بیان کنیم و حرفمان را با این زبان بزنیم.
تولید اثر مثل تولید صوت است اگرتوالی اصوات ایجاد شده به ایجاد مفهوم نینجامد،هرچند از نظر آوایی زیبا باشد نمی تواند کارکرد کلامی داشته باشداین گرافیک گرافیکی است که فقط فرم دارد .حافظ هم از لحاظ مفهوم زیباست و هم به لحاظ تصویر سازی در جایگاه رفیعی قرار دارد این چنین شعری به یک گرافیک خوب می ماند ،در حقیقت یک گرافیک خوب یعنی شعر حافظ .
اثر گرافیک باید دارای چه خصوصیاتی باشد؟
)لوکوربوزیه) طراح فرانسوی به بهترین شیوه پاسخ این سوال را میدهد:{زیبا ترین اثر کاریست که بهترین عملکرد را داشته باشد{
برای زیباسازی آیا می توان از الفا بت لاتین استفاده کرد، این چنین کار به نظر شما رویکرد مناسبی در تایپو گرافی فارسی محصوب می شود یا خیر؟
همانطور که خط ما سختی های خود را دارد لاتین نیز همین اصول را دارد اما سوال اصلی این است که نیازی هست که از آن استفاده کنیم یا نه .کابرد بهتری که از حروف لاتین می توان گرفت شناخت شیوه اجاد حروف لاتی نو استفاده آن در ایجاد حروف فارسی است اما این کار نباید به استفاده از استانداردهای آنها برای طراحی حروف فارسی منجر شود .در دوره های کارشناسی نیز مبانی کار با حروف لاتین به دانشجویان آموزش داده می شود اما فقط در حد شناخت . شخصا موقع طرحی فونت ابتدا طراحی را با حروف لاتین شروع می کنم و بعد از پیدا کردن خط کرسی و استراکچر مورد نیاز آن را رها کرده به سراغ فونت فارسی که قرار است طراحی شود می روم . من برای خط ثلث یک خط کرسی تعریف کرده ام که این امکان را می دهد که از آن در رایانه استفاده کرد .
طراحان ما به دلیل اینکه شناخت کاملی نسبت به فونت های لاتین و فارسی ندارند آنها را به شیوهای در کنار هم قرار می دهند که تا حدودی برای کسی که با فونت ،فرم ، وشیوه های طراحی فونت آشنا باشد مضحک به نظر می رسد . من خط طرافیک را در سال 56 در انگلستان در آتلیه
k.c.t برای شرکت dymo international طراحی کردم . بیس فونت استفاده شده در ترافیک از خط ترانسپورت که توسط آقای (کنیر) طراحی شده بود و خط زر فارسی است که فونتی مناسب سازی شده برای تایپ به خصوص استفاده رایانه ای است.در کل به نظر من دست به هر کاری که می زنیم نباید بدون شناخت آن کار را انجام دهیم .
مصاحبه با استاد مصطفی اوجی در حاشیه کارگاه تایپو گرافی در انجمن گرافیک حوزه هنری فارس
به همت سرکار خانم سعیده منصوری مدیر انجمن گرافیک
علی گزبلند/گروه پژوهشی عفراوی
